اگر می خواهی خدا را احساس کنی!!!
اگر بخواهی طعم شیرین آب را بچشی!
ابتدا باید یک لیوان را برداری شیر آب را باز کنی لیوان را پر کنی و سپس آب را بنوشی و طعم شیرین اب را بچشی
اگر بخواهی زیر قطرات باران خیس شوی!
باید روزها انتظار بکشی تا هوا ابری شود ابرها به هم گره بخورند, و باران بیاید.آن وقت باید کفشهایت را بپوشی, بندهایش را ببندی, و به زیر باران بروی تا قطرات باران روی تو چکه کند.
اگر بخواهی گرمای آفتاب را حس کنی!
باید یک روز آفتابی پنجره را باز کنی و به بیرون خیره شوی, و منتظر شوی تا پرتوی نور آفتاب به درون اتاقت بتابد و تو را نوازش کند. و بعد از چند لحظه گرمای آفتاب را حس خواهی کرد.
اگر خواستی با دوستت درد دل کنی!
باید کنار تلفن بنشینی, شماره اش را بگیری, اگر خانه بودع و وقت داشت بعد از کمی مقدمه چینی شروع به صحبت کنی
اگر نیاز به اکسیژن خالص داشته باشی!
به بالای یک کوه بلند بروی دستهایت را باز کنی چشمهایت را ببندی و سپس یک نفس عمیق بکشی تا اکسیژن خالص به داخل ریه هایت برود.
و اما اگر می خواهی خدا را احساس کنی!
فقط کافی است که او را صدا کنی. بله! فقط کافی است که صدایش بزنی خدایا! او طعم شیرینترین آب جهان را به تو خواهد چشاند. و هوای بارانی را به تو خواهد داد.گرمای آفتاب را در وجودت پخش خواهد کرد. و بدون منت به همه دردهای دلت گوش خواهد داد. هر لحظه اکسیژن خالص را به ریه هایت خواهد فرستادو به تو همه این واژه ها را در یک لحظه نشان خواهد داد. همه اینها در یک کلمه در یک ندا و در یک خدا!
اگر می خواهی خدا را احساس کنی,فقط کافیست که او را صدا بزنی
![]()

