تبليغاتX
سجاده نور سجاده نور

آخر راه انتظار..اصلا تویی خود بهار..بهار با تو بهار شده..عاشق بیقرار شده..بی تو بهار هم دلگیره..اصلا بهار هم می میره

در بیراهه ها گم شده ام...
نه صدایی که بمن بگوید بایست!
نه ندایی که بگوید بیا
پس من با این کوله بار سنگین جرم و گناه به کدام وادی رو کنم که نه وادی ایمنی در پیش دارم. و نه نوری که به من بگوید سوی من بیا
تنها صدای مهیب بادهای سرگردان چون من در این بیایان می پیچد و سکوت سخت شب را در هم می شکند..
از پافتاده ای منم..که در گم شدگی خویش می لغزم...
و دست به دعا بر می دارم..و تو را می خوانم..به بانگ الهی العفو..الهی العفو..الهی العفو..
باران می بارد..و دستهای تهی مرا پر می کند این ماه است که در دستان من می درخشد..
و کسی به من گفت: و تو چه می دانی که شب قدر چیست؟
تا طلوع فجر باران می بارد..بارانی از نور



لينك مطلب | نوشته شده در 87/06/31 ساعت توسط مهفا |


رمضان به نیمه رسید..و ماه برآمد..
و در آستانه کامل شدن..ماه کودکی پابه عرصه زمین می نهد که کریم اهل بیت می خوانندش...
میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام بر همه روزه داران مبارک باد...
بر سفره های افطارتان و در حس و حال ناب ربنایتان برای همه بندگان خدا ..آنان که مهربندگی خدا بر پیشنانیشان خورده دعا کنید...تا این نور بر آینه ها مستدام باشد...و همیشگی...
ربنا ...تو را می خواینم..
ربناًً!!!!   ....اهدنا الصراط المستقیم

               
لينك مطلب | نوشته شده در 87/06/25 ساعت توسط مهفا |


در آستانه رسیدنم
تا تو راهی نمانده
دستم را بگیر تا برگردم
کمکم کن که عاشقت بشوم...کمکم کن به عشق برگردم...
الهی..
لينك مطلب | نوشته شده در 87/06/20 ساعت توسط مهفا |