تبليغاتX
در سکوت اندیشه ها...
با كلمات بازي مي كنند شاعران

تا تو را توصيف كنند

اما تو كيستي كه با گل و نور و آفتاب ..

هنوز در حجاب مانده اي

من تو را نمي دانم

اما تو را چونان مادرم دوست مي دارم..مادري روحاني

و روحم به تو پيوسته!

+ نوشته شده در ساعت توسط مهفا |

روزي كه مبارك است...

 روز ولادت نوشته هاي من است..

به مباركي نامت مرا هم بپذير..

قطره اي در بيكرانت گم شده!

+ نوشته شده در ساعت توسط مهفا |

از انشاهای دوران کودکیم یادم نمی آید که در آینده می خواهید چکاره شوید؟

و یادم نمی آید که می خواستم معلم شوم!

به هر حال این روز را به همه ی کسانی که چیزی، هنری، فنی، به من و دیگران آموختند تبریک می گویم

هر کس به من کلمه ای بیاموزد مرا بنده ی خویش کرده: مولا علی علیه السلام

لحظه هاتان سرشار از رویش

+ نوشته شده در ساعت توسط مهفا |

این روزها  نمی دونم تو ذهن بچه ها چی می گذره؟!

توی مدرسه به جای درس!

به کجا میبرن پدر و مادرا فرزنداشونو؟

چیزهای عجیب می بینم و می شنوم...دلمان خوش است

که آینده به دست کسایی است که واقعا از پس خودشون بر نمی آن

خودشون باعث به هم ریختن دنیان

ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

و کسی به یاد تو نیست ای پدر ای آفتاب پشت ابر

دعا هایمان محبوس است..!

ای همیشه منتظر...اینجا کم اند منتظران...و دعای من هم خلوصی ندارد!

مرا بخوان به نام....شاید برگردم

+ نوشته شده در ساعت توسط مهفا |